على ربانى گلپايگانى
287
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
كه حركت با رسيدن به آن منتهى مىگردد . و براى روشن شدن فرق ميان غايت در اين دو نوع فاعل ، اولى را مىگويند : « ما لاجله الحركة » و دوّمى را مىگويند « ما إليه الحركة » . ج - دليل بر وجود غايت چيست ؟ اكنون كه معناى غايت معلوم شد ، بايد ببينيم دليل بر آن چيست ؟ و به چه دليل همهء موجودات عالم متوجه به سوى غايات خود مىباشند و به غايات خود مىرسند ؟ آيا همهء آنها مشاهده و استقراء شدهاند ؟ و يا آنكه دليل عقلى بر اين مطلب قائم است ؟ . دليلى كه در متن بر اين مدعا اقامه شده است به شرح ذيل است : 1 - كمال هرموجودى نسبتى ثابت ( عينى و وجودى ) با آن موجود دارد . 2 - درنتيجه در هرموجودى اقتضاء و ميل به سوى آن كمال نهفته است . 3 - عنايت و حكمت الهى بر اين استقرار يافته كه هرموجودى را به سوى كمالى كه اقتضاء و استعداد آن را دارد هدايت و و اصل نمايد . 4 - هرگاه همهء موجودات و يا اكثر آنها از رسيدن به كمال مناسب خود منع شوند ، با عنايت و حكمت الهى سازگار نيست . و اما نرسيدن برخى از آنها به كمال مطلوب خود ، هرچند نوعى شرّ است ، ولى اصل عنايت و حكمت الهى را خدشهدار نمىسازد ، زيرا اين مقدار از شرّ لازمهء نظام مادّه است كه اصل تزاحم اسباب و علل طبيعى بر آن حكمفرما مىباشد و اين شرّ اندك را آن خير بسيار تدارك و جبران مىنمايد . و به عبارت ديگر امر دائر ميان دو چيز است : 1 - اصلا موجودات مادى آفريده نشوند و درنتيجه هيچيك از آنها به كمال مطلوب خود نائل نگردند . 2 - عالم طبيعت آفريده شود ، ولى چون دار تزاحم اسباب و علل گوناگون